![]() |
![]() |
|
|
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
دو دوست با پای پياده از جاده ای در بيابان عبور ميکردند.
بين راه سر موضوعی اختلاف پيدا کردند و به مشاجره پرداختند.يکی از آنها از سر خشم؛بر چهره ديگری سيلی زد. دوستی که سيلی خورده بود؛سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چيزی بگويد،روی شنهای بيابان نوشت "امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلی زد". آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادی رسيدند. تصميم گرفتند قدری آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصی که سيلی خورده بود؛ لغزيد و در آب افتاد. نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت؛ بر روی صخره ای سنگی اين جمله را حک کرد: "امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد". دوستش با تعجب پرسيد: بعد از آنکه من با سيلی ترا آزردم؛ تو آن جمله را روی شنهای بيابان نوشتی ولی حالا اين جمله را روی تخته سنگ حک ميکنی؟ ديگری لبخند زد و گفت: "وقتی کسی ما را آزار ميدهد؛ بايد روی شنهای صحرا بنويسيم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما ميکند بايد آن را روی سنگ حک کنيم تا هيچ بادی نتواند آن را از يادها ببرد." |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند علی شریعتی
لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد بودا
کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است نادر شاه افشار
محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد تولستوی
ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم شوپنهاور
آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند جرج برنارد شاو
تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت لویی پاستور
باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند فردریش نیچه
اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ
بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابریل گارسیا مارکز
لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهرهاش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد فرانتس كافكا
گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد جبران خلیل جبران
اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ
كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند گوته
پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی مهاتما گاندی
کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد فردوسی خردمند
تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است انگلس
بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند امرسون
از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کن و اميد به فردا داشته باش آلبرت انيشتن
براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت دالايي لاما
انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن , زيبا و آراسته باشد چخوف
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند گراهام بل
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟! امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم . |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
متن سنگ قبر کوروش کبیر
متن سنگ قبر فردین
متن سنگ قبر پروین اعتصامی آنکه خاک سیه اش بالین است
متن سنگ قبر فروغ فرخزاد
متن سنگ قبر بابک بیات سکوت سرشار از ناگفته هاست
متن سنگ قبر خسرو شکیبایی
متن سنگ قبر حافظ
متن سنگ قبر سهراب سپهری
متن سنگ قبر منوچهر نوذری
ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
می گويند بودا هر گاه با بی احترامی يا بد رفتاری کسی مواجه ميشده...از او تشکر می کرده ! |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
قربانت شوم
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادر شوهرش کنار بیاید و هر روز باهم جرّ و بحث می کردند.
عاقبت روزی دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت که اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود همه به او شک خواهند برد. پس معجونی به دختر داد و گفت : که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهرت بریز تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند. داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم نگران نباش آن معجونی که به تو دادم سم نبود، بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
‘میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ ‘ یک دفعه کلاس از خنده ترکید … بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند : اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی . او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند . او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود . سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم . پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت : ‘برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود ! ‘ در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند . روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟ همسرم جواب داد : من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم . و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
" جان بلانکارد " از روي نيمکت برخاست لباس ارتشي اش را مرتب کرد و به تماشاي انبوه مردم که راه خود را از ميان ايستگاه بزرگ مرکزي پيش مي گرفتند مشغول شد . او به دنبال دختري مي گشت که چهره او را هرگز نديده بود اما قلبش را مي شناخت دختري با يک گل سرخ . از سيزده ماه پيش دلبستگياش به او آغاز شده بود.از يک کتابخانه مرکزي در فلوريدا, با برداشتن کتابي از قفسه ناگهان خود را شيفته و مسحور يافته بود,اما نه شيفته کلمات کتاب بلکه شيفته يادداشتهايي با مداد, که در حاشيه صفحات آن به چشم ميخورد . دست خطي لطيف که بازتابي از ذهني هوشيار و درون بين و باطني ژرف داشت در صفحه اول " جان" توانست نام صاحب کتاب را بيابد: "دوشيزه هاليس مي نل" . با اندکي جست و جو و صرف وقت او توانست نشاني دوشيزه هاليس را پيدا کند." جان " براي او نامه اي نوشت و ضمن معرفي خود از او درخواست کرد که به نامه نگاري با او بپردازد . روز بعد جان سوار کشتي شد تا براي خدمت در جنگ جهاني دوم عازم شود .در طول يکسال و يک ماه پس از آن , آن دو به تدريج با مکاتبه و نامه نگاري به شناخت يکديگر پرداختند . هر نامه همچون دانه اي بود که بر خاک قلبي حاصلخيز فرو مي افتاد و به تدريج عشق شروع به جوانه زدن کرد . " جان " درخواست عکس کرد ولي با مخالفت " ميس هاليس " روبه رو شد . به نظر هاليس اگر " جان " قلبا به او توجه داشت ديگر شکل ظاهري اش نمي توانست براي او چندان با اهميت باشد . ولي سرانجام روز بازگشت " جان " فرارسيد آن ها قرار نخستين ملاقات خود را گذاشتند : 7 بعد الظهر در ايستگاه مرکزي نيويورک . هاليس نوشته بود : تو مرا خواهي شناخت از روي گل سرخي که بر کلاهم خواهم گذاشت . بنابراين راس ساعت 7 " جان " به دنبال دختري مي گشت که قلبش را سخت دوست مي داشت اما چهره اش را هرگز نديده بود . ادامه ماجرا را از زبان خود جان بشنويد : " زن جواني داشت به سمت من ميآمد, بلند قامت و خوش اندام, موهاي طلايياش در حلقههاي زيبا کنار گوشهاي ظريفش جمع شده بود , چشمان آبي رنگش به رنگ آبي گل ها بود , و در لباس سبز روشنش به بهاري مي مانست که جان گرفته باشد . من بي اراده به سمت او قدم برداشتم , کاملا بدون توجه به اين که او آن نشان گل سرخ را بر روي کلاهش ندارد . اندکي به او نزديک شدم . لب هايش با لبخند پرشوري از هم گشوده شد , اما به آهستگي گفت " ممکن است اجازه دهيد عبور کنم ؟ " بياختيار يک قدم ديگر به او نزديک شدم ودر اين حال ميس هاليس را ديدم . تقريبا پشت سر آن دختر ايستاده بود زني حدودا 40 ساله با موهاي خاکستري رنگ که در زير کلاهش جمع شده بود . اندکي چاق بود و مچ پايش نسبتا کلفتش توي کفش هاي بدون پاشنه جا گرفته بودند دختر سبز پوش از من دور مي شد , من احساس کردم که بر سر يک دوراهي قرارگرفته ام . از طرفي شوق وتمنايي عجيب مرا به سمت آن دختر سبز پوش فرا ميخواند و از سويي علاقه اي عميق به زني که روحش مرا به معناي واقعي کلمه مسحور کرده بود , به ماندن دعوتم مي کرد . او آن جا ايستاده بود با صورت رنگ پريده و چروکيده اش که بسيار آرام و موقر به نظر مي رسيد وچشماني خاکستري و گرم که از مهرباني مي درخشيد . ديگر به خود ترديد راه ندادم . کتاب جلد چرمي آبي رنگي در دست داشتم که در واقع نشان معرفي من به حساب مي آمد , از همان لحظه فهميدم که ديگر عشقي در کار نخواهد بود , اما چيزي به دست آورده بودم که ارزشش حتي از عشق بيشتر بود , دوستي گرانبهايي که مي توانستم هميشه به آن افتخار کنم .
به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را براي معرفي خود به سوي او دراز کردم . با اين .وجود وقتي شروع به صحبت کردم از تلخي ناشي از تاثري که در کلامم بود متحير شدم . من " جان بلانکارد" هستم و شما هم بايد دوشيزه مي نل باشيد . از ملاقات شما بسيار خوشحالم . ممکن است دعوت مرا به شام بپذيريد؟ چهره آن زن با تبسمي شکيبا از هم گشوده شد و به آرامي گفت: فرزندم من اصلا متوجه نميشوم! ولي آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که اين گل سرخ را روي کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کرديد بايد به شما بگويم که او در رستوران بزرگ آن طرف خيابان منتظر شماست . او گفت که اين فقط يک امتحان است ! تحسين هوش و ذکاوت ميس مي نل زياد سخت نيست !
طبيعت حقيقي يک قلب تنها زماني مشخص مي شود که به چيزي به ظاهر بدون جذابيت پاسخ بدهد . |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند...جواب داد |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
:: تصویر تزئینی است :: |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
بهترین دوست
هیچ گاه هماورد و دشمن خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوست توست او انگیزه پیشرفت و پویش می دهد . ارد بزرگ
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن." شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! " عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد. سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود. تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد. استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته " شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. " عارف پاسخ داد : " نه " و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: " این دوستی است که باید بدنبالش بگردی " شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت : " استاد اینکه نشد ! " عارف پیر پاسخ داد: " حال مجددا امتحان کن " برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
روزی بود، روزگاری بود. در ایران ما هم روزگاری بود که شاه عباس صفوی پادشاهی می کرد. می گویند شاه عباس گاه و بی گاه لباس پر زرق و برق پادشاهی را از تنش در می آورد و لباس مردم عادی را می پوشید. بعد هم شبانه راه می افتاد توی کوچه و بازار تا ببیند مردم چگونه زندگی می کنند و چه درد و مشکلاتی دارند. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
همانطور که ميدانيد يکي از مواردي که در ويندوز 7 توسعه داده شده قابليت پيشنمايش پنجرهها با نگه داشتن موس بر روي هر آيکون در تسکبار است. در صورتيکه به اين قابليت علاقه نداريد ميتوانيد آنرا غيرفعال کنيد. بدين منظور ابتدا وارد منوي Start شويد، سپس عبارت gpedit.msc را وارد کرده و Enter بزنيد.
در پنجره Group Policy در پنل سمت چپ، از User Configuration برروي Administrative Templates و سپس Start Menu and Taskbar کليک کنيد. اکنون از پنل سمت راست، Turn off Taskbar Thumbnails را بيابيد و بر روي آن دوبار کليک کنيد. در پنجره باز شده گزينه Disabled را انتخاب کرده و OK کنيد. جهت فعالسازي مجدد کافي است همين مسير را طي کنيد و Enabled را انتخاب کنيد. لازم به ذکر است قابليت Thumbnail در ويندوز 7 در صورتي فعال خواهد شد که نمرهاي که ويندوز به مجموعه سختافزاري شما داده است بالاي 3 باشد تا تم Aero فعال شود.
تبديل ظاهر تسکبار ويندوز 7 به تسکبار ويندوز ويستا و XP
در صورتيکه دوست داريد ظاهر تسکبار ويندوز 7 به ظاهر تسکبار در ويندوز ويستا شبيه شود يعني در کنار آيکونها عنوان هرکدام نيز درج شود، بر روي فضاي خالي از تسکبار راست کليک کنيد و Properties را انتخاب کنيد. در گزينه Taskbar، گزينه Taskbar buttons را بر روي Combine when taskbar is full يا Never combine قرار دهيد. همچنين تيک گزينه Use small icons را بزنيد و OK کنيد. در صورتي که تمام برنامهها يا پنجرههاي موجود در تسکبار را نيز Unpin کنيد ديگر ظاهر آن کاملا شبيه ويندوزهاي گذشته ميشود. لازم به ذکر است ميتوانيد اين تسکبار را هماکنون به حالت کلاسيک نيز تبديل کنيد. در صورتيکه بر روي فضاي خالي از صفحه دسکتاپ کليک کنيد و Personalize را انتخاب کنيد سپس قالب Windows Classic را انتخاب کنيد. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
بيشتر افراد براي کاربردي کردن وبلاگ يا سايتهاي خود از کدهاي جاوااسکريپت استفاده ميکنند اما اکثر کاربران براي تست اينگونه کدها آنها را مستقيم وارد قالب وبلاگ خود ميکنند که اينکار چندان به صلاح نيست.
قصد داريم ترفندي را به شما معرفي کنيم که با بهرهگيري از آن ميتوانيد اين کدها را روي کامپيوتر و بدون نياز به اتصال به اينترنت امتحان کنيد و پس از تاييد، آنها را در وبلاگ خود قرار دهيد. براي اينکار در فضاي خالي از صفحه دسکتاپ، راستکليک کرده و از New>Text Document را انتخاب کنيد. خواهيد ديد که نرمافزار Notepad باز ميشود. حال کد مربوطه را داخل Notepad از طريق Copy و Paste وارد کنيد. پس از کپي کدهاي فوق، از منوي File بر روي Save as کليک کنيد. سپس فايل را با نام دلخواه و پسوند.html ذخيره کنيد. همچنين در صورتيکه در ميان کدها عبارت فارسي وجود دارد، گزينه Encoding را بر روي UTF-8 تنظيم کنيد. سپس روي دکمه Save کليک کرده و فايل را ذخيره کنيد.
حال کافي است فايل ذخيره شده را توسط يک مرورگر وب باز کنيد تا شاهد عملکرد کد جاوا باشيد. در پايان دقت کنيد ممکن است هنگام بازکردن فايل توسط مرورگر اينترنتاکسپلورر، نوار زردي در بالاي صفحه مشاهده شود. شما بايستي روي آن نوار راستکليک کرده و گزينه Allow Blocked Content را انتخاب کنيد. همچنين دقت داشته باشيد ممکن است همگي کدهاي جاوا تحت اين روش عمل نکنند. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
صفحات نمايش LCD متشکل از ميليونها پيکسل هستند که هر پيکسل از سه پيکسل پايه (Subpixel) تشکيل شده است: قرمز، آبي و سبز. وقتي که هر3 پيکسل با هم روشن هستند پيکسل سفيد بهنظر ميرسد. ما در اينجا قصد داريم روش احياي پيکسلهاي سوخته را طي مراحل زير براي شما شرح دهيم. 6- اگر چند پيکسل سوخته داشتيد، به ازاي هر کدام، عدد پنجره چرخه رنگ برنامه را يک عدد افزايش دهيد. با کليک روي Start يک پنجره 5 در 5 پيکسلي دور پيکسل سوخته ظاهر ميشود. 15 تا 20دقيقه صبر کنيد و Reset را فشار داده و دوباره چرخه رنگ را آغاز کنيد تا ببينيد پيکسل سوخته پاک شده است يا خير؟ 7- اگر نشد، دوباره برنامه را اجرا و پيکسل سوخته را پيدا کنيد. حال يک قلم مخصوص PDA برداريد و يک دستمال ضدخش دور نوک آن پيچيده و نوک قلم را با دقت زياد روي پيکسل سوخته گذاشته، ثابت نگهداريد و LCD را خاموش کنيد. در اين مرحله با نوک قلم به آهستگي روي آن نقطه فشار مستقيم آورده و 5 تا 10 ثانيه نگهداريد. سپس صفحه نمايش را دوباره روشن و پيکسل را چک کنيد. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
يکي از رايجترين مشکلاتي که همه کاربران مبتدي رايانه از آن رنج ميبرند نبود توانايي براي توضيح جزييات مشکل بهوجود آمده در رايانهشان است.
پس از دوبار کليک بر روي آن خواهيد ديد که فايل با مرورگر IE باز ميشود. همانطور که ميبينيد تمامي صحنههايي که شما خواستهايد به علاوه توضيحات و همچنين اطلاعات دقيق در خصوص اين فايل و ريز کليه عملياتي که شما در طول ضبط اين تصاوير انجام دادهايد وجود دارد. اکنون کافي است در يک انجمن اينترنتي تاپيکي ارسال کنيد و فقط همين فايل فشرده را در آنجا قرار دهيد و از کاربران درخواست کمک کنيد يا آنرا براي دوستتان ارسال کنيد و از او کمک بخواهيد. بدون اينکه نياز به هيچ توضيح اضافي باشد چرا که اين فايل گوياي همه چيز است و کار فردي که قصد پاسخگويي به شما دارد را نيز سادهتر خواهد کرد. جهت دسترسي سريعتر به PSR ميتوانيد در صفحه دسکتاپ يک فايل Shortcut براي آن ايجاد کنيد. بدين منظور بر روي فضاي خالي از دسکتاپ راستکليک کرده و New> Shortcut را انتخاب کنيد. در پنجره باز شده آدرس زير را وارد کنيد: C:WindowsSystem32psr.exe همان طور که واضح است در صورتيکه ويندوز شما در درايوي به غير از C نصب شده است بايستي نام آنرا در آدرس جايگزين کنيد. پس از اينکار بر روي دکمه Next و سپس Finish کليک کنيد تا فايل ميانبر ساخته شود. بيان اين ترفند به ظاهر مشکل براي صفحه مبتديان به خاطر پرسشهاي مکرر خوانندگان اين صفحه در مورد چگونگي بيان درست مشکلات پيش آمده، عنوان شد. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
بيگمان، بيشتر برنامهها براي ويندوز ويستا و 7 نوشته نشدهاند، برنامههاي پرتابل هم براي هر دوي سيستمهاي عامل جديد مايکروسافت غيرقابل درک است. بهويژه وقتي ويندوز7 و ويستا قابليتي دارد که برنامهها را از نظر تطبيق با سيستمعامل جاري بررسي ميکند و هر بار شما بايد عبارت installed correctly را بزنيد تا متوجه شود که برنامه درست نصب شده است.
کساني که برنامههاي قديمي و خوب زيادي دارند، حتما با اين پيغام بسيار روبهرو شدهاند، براي حل اين مشکل، کارهاي زير را انجام دهيد:
منوي استارت را بزنيد و عبارت services.msc را تايپ و اينتر را بزنيد. بهدنبال عبارت Program Compatibility Assistant بگرديد و روي آن دوبار کليک کنيد، سرويس را متوقف کنيد و آن را از حالت Manual به Disabled تغيير دهيد. براي بازگشت اين عمليات هم بهسادگي ميتوانيد برعکس همين مراحل را تکرار کنيد.
|
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
یکی از مشکلاتی که کاربران -به ویژه کاربران ایرانی دارند- استفاده از آنتی ویروس ها برای اسکن کردن سیستم خود از وجود ویروس است. مشکلاتی از قبیل حجم زیاد نرم افزارهای آنتی ویروس ، نیاز به کرک کردن برای استفاده کامل و... . در این ترفند قصد داریم چندین سرویس آنلاین را به شما معرفی کنیم که با بهره گیری از آنها میتوانید بدون نیاز به آنتی ویروس خاصی، سیستم خود را از طریق اینترنت و به شکلی کاملأ رایگان اسکن کنید.
برای استفاده از این سرویس ها ، کافی است به سایتهای زیر رفته و از قابلیتهای موجود استفاده کنید: |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
در ایران باستان و آیین زرتشت تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نميتواند در يک زمان بيش از يک شوهرداشته باشد مرد نيز نميتواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد. اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد.. در ايران باستان تنها در صورتي فرد ميتوانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار اعلام کند و رضايت داشته
در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد زرتشتي به 5 صورت و تحت عناوين : پادشاه زن ، چاکر زن ، ايوک زن ، ستر زن ، خودسر زن پيوند زناشويي ميبستند که هر يک جداگانه به شرح زير است:
پادشاه زن : اين نوع ازدواج به حالتي گفته ميشد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج ميکرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج ميکردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت ميشد ...
چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق ميشد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در ميآمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزارميشد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد ميشد. حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان ميکنند که صحت ندارد...
ايوک زن : اين نوع ازدواج زماني اتفاق ميافتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت ميشد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در ميآمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش ميآوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان و ایرانیان باستان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج ميکرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا مردود است...
ستر زن : وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در ميگذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در ميآورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد ميشدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند ...
خودسر زن : اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر ميشدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت ميگرديد و در اين بين دختر از ارث محروم ميشد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او ميدادند يا وصيت مينمودند که بدهند...
اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام ميشد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نميشود... گفتني است که طلاق در ایران باستان وآيين زرتشتي مطرود و منفور است و تحت شرايطي ويژه و در مواردي نادر و خاص طبق آيين نامه زرتشتيان مجوز داده ميشود ... |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.
کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ ... گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید. مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود. کوروش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست. اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم. |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
همان طور که میدانید هنگامی که فایلی را در درون سطل آشغال ویندوز می فرستید بایستی برای پاک شدن آن به سطل آشغال رفته و دوباره آن را پاک کنید. با بهره گیری از این ترفند می توانید کاری کنید که وقتی فایلی را پاک می کنید دیگر نیاز به تایید دوباره شما برای پاک شدن فایل نباشد و مستقیما و اتوماتیک وار فایل ها از سطل آشغال پاک شوند.
برای این کار: |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
Visual Effects افکت های بصری هستند که در درون ویندوز XP به طور پیش فرض گنجانده شده اند و شامل افکت های منوها ، سایه موس ، سبک های بصری موجود بر روی دکمه ها و سایه های آیکون ها می باشد. این افکت ها با این که کم هستند اما ممکن است بر روی سیستم های قدیمی به خوبی اجرا نشوند و علاوه بر آن از سرعت پردازش اطلاعات ویندوز بکاهند. پس در صورتی که چندان به زیبایی ویندوز خود اهمیت نمیدهید و سرعت ویندوز برای شما مهم تر است از این ترفند استفاده کنید.
بدین منظور: |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
خدایا کفر نمیگویم، |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
ميخواهم بگويم ...... |
|
Link | Writing By
Kiyan R S |
|
|
Home Page Director Profile E mail Archive Title Claimer |
| About |
|
سلام
از اینکه وبلاگ من را برای گذراندن لحظه ای انتخاب کردید متشکرم کیان هستم متولد 29/6/66 در لاهیجان و ساکن رشت امیدوارم از مطالب وبلاگ من نهایت استفاده را ببرید منتظر راهنمایی شما دوستان عزیز هستم با آرزوی شادی برای هر ایرانی |
| آرشیو موضوعی |
|
نرم افزار موبایل کامپیوتر جبران نشدنی عکس ترفند کامپیوتر ترفند موبایل آموزش متفرقه کنجکاوی |
|
RSS
|