تبليغاتX
Kiyan Raven Sheath

Close

Link | Writing By    Kiyan R S | 
دو دوست با پای پياده از جاده ای در بيابان عبور ميکردند.
بين راه سر موضوعی اختلاف پيدا کردند و به مشاجره پرداختند.يکی از آنها از سر خشم؛بر چهره ديگری سيلی زد. دوستی که سيلی خورده بود؛سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چيزی بگويد،روی شنهای بيابان نوشت "امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلی زد".

آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادی رسيدند. تصميم گرفتند قدری آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصی که سيلی خورده بود؛ لغزيد و در آب افتاد. نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت؛ بر روی صخره ای سنگی اين جمله را حک کرد: "امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد".

دوستش با تعجب پرسيد: بعد از آنکه من با سيلی ترا آزردم؛ تو آن جمله را روی شنهای بيابان نوشتی ولی حالا اين جمله را روی تخته سنگ حک ميکنی؟ ديگری لبخند زد و گفت:
"وقتی کسی ما را آزار ميدهد؛ بايد روی شنهای صحرا بنويسيم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما ميکند بايد آن را روی سنگ حک کنيم تا هيچ بادی نتواند آن را از يادها ببرد."
Link | Writing By    Kiyan R S | 

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند  

 علی شریعتی

 

 

لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد 

 بودا

 

 

 

کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است   

نادر شاه افشار

 

 

محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد  

 تولستوی

 

ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم

شوپنهاور

 

 

آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند 

 جرج برنارد شاو

 

 

تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت 

  لویی پاستور

 

 

باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند

 فردریش نیچه

 

 

اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت.

موريس مترلينگ

 

 

بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری.

گابریل گارسیا مارکز

 

 

لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد

فرانتس كافكا

 

 

گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد 

جبران خلیل جبران

 

 

اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .

 ارد بزرگ

 

 

كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند 

 گوته

 

 

پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی

مهاتما گاندی

 

 

کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد  

 فردوسی خردمند

 

 

تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است

  انگلس  

 

 

بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند

امرسون

 

 

از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کن و اميد به فردا داشته باش

آلبرت انيشتن

 

 

براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت 

 دالايي لاما  

 

 

انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن , زيبا و آراسته باشد

 چخوف

 

 

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند 

 گراهام بل

 

 

Link | Writing By    Kiyan R S | 

R S

روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟!
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی ؟!... بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .

اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : « کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند » .
و هم او در جایی دیگر می گوید : « آنکه ترانه زاری کشت می کند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت می کند » .

 

امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم .

Link | Writing By    Kiyan R S | 

متن سنگ قبر کوروش کبیر

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

 

متن سنگ قبر فردین

 
بر تربت پاکت بنشینم غمناک
کوهی زهنر خفته بینم در خاک
از روح بزرگ هنریت فردین
شاید مددی به ما رسد از افلاک

 

متن سنگ قبر پروین اعتصامی

آنکه خاک سیه اش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است

 

متن سنگ قبر فروغ فرخزاد
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من م
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 

 

 
متن سنگ قبر فریدون مشیری


سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

 

متن سنگ قبر بابک بیات

سکوت سرشار از ناگفته هاست

 

متن سنگ قبر خسرو شکیبایی


در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

 

متن سنگ قبر حافظ
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
متن سنگ قبر شاپور
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست

 

متن سنگ قبر سهراب سپهری

 
به سراغ من اگر می آیید
نرم وآهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

متن سنگ قبر منوچهر نوذری

 
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

 
متن سنگ قبر وینستون چرچیل

 
من برای ملاقات با خالقم آماده ام
اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

 

 
متن سنگ قبر اسکندر مقدونی

 
اکنون گور او را بس است
آنکه جهان اورا کافی نبود

 
متن سنگ قبر نیوتن

ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید…..
وهمه روشن شد



متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)


بهترین ها هنوز در راهند….
انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند

 
متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده)


در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن
ای مرگ

Link | Writing By    Kiyan R S | 

Kiyan R S

می گويند بودا هر گاه با بی احترامی يا بد رفتاری کسی مواجه ميشده...از او تشکر می کرده !

وقتی علت را می پرسيدند.. بودا می گفته : زندگی آينه ای است که ما خود را در آن می بينيم. نوع رفتار ديگران با ما نشانه وجود منشاء آن نوع رفتار در خود ماست که بعنوان همسان جذب شده است.

و بدینگونه می توان عیوب خود را یافت. اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب .

و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس .

و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو .

و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی!

بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل !!

Link | Writing By    Kiyan R S | 

Kiyan R S

Link | Writing By    Kiyan R S | 

Kiyan R S

Kiyan R S

Link | Writing By    Kiyan R S | 

قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.

Kiyan R S

Link | Writing By    Kiyan R S | 
دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادر شوهرش کنار بیاید و هر روز باهم جرّ و بحث می کردند.

عاقبت روزی دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
 

داروساز گفت که اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود همه به او شک خواهند برد. پس معجونی به دختر داد و گفت : که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهرت بریز تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.

دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر می ریخت و با مهربانی به او می داد.

هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد بمیرد. خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.

داروساز لبخندی زد و گفت:

دخترم نگران نباش آن معجونی که به تو دادم سم نبود، بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.

Link | Writing By    Kiyan R S | 
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
‘میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ ‘
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .

پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
‘برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود ! ‘
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند .
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم .
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید
Link | Writing By    Kiyan R S | 

Kiyan R S

" جان بلانکارد " از روي نيمکت برخاست لباس ارتشي اش را مرتب کرد و به تماشاي انبوه مردم که راه خود را از ميان ايستگاه بزرگ مرکزي پيش مي گرفتند مشغول شد .

او به دنبال دختري مي گشت که چهره او را هرگز نديده بود اما قلبش را مي شناخت دختري با يک گل سرخ .

از سيزده ماه پيش دلبستگي‌اش به او آغاز شده بود.از يک کتابخانه مرکزي در فلوريدا, با برداشتن کتابي از قفسه ناگهان خود را شيفته و مسحور يافته بود,اما نه شيفته کلمات کتاب بلکه شيفته يادداشتهايي با مداد, که در حاشيه صفحات آن به چشم مي‌خورد . دست خطي لطيف که بازتابي از ذهني هوشيار و درون بين و باطني ژرف داشت در صفحه اول " جان" توانست نام صاحب کتاب را بيابد:

"دوشيزه هاليس مي نل" .

 با اندکي جست و جو و صرف وقت او توانست نشاني دوشيزه هاليس را پيدا کند." جان " براي او نامه اي نوشت و ضمن معرفي خود از او درخواست کرد که به نامه نگاري با او بپردازد . روز بعد جان سوار کشتي شد تا براي خدمت در جنگ جهاني دوم عازم شود .در طول يکسال و يک ماه پس از آن , آن دو به تدريج با مکاتبه و نامه نگاري به شناخت يکديگر پرداختند .

هر نامه همچون دانه اي بود که بر خاک قلبي حاصلخيز فرو مي افتاد و به تدريج عشق شروع به جوانه زدن کرد .

" جان " درخواست عکس کرد ولي با مخالفت " ميس هاليس " روبه رو شد . به نظر هاليس اگر " جان " قلبا به او توجه داشت ديگر شکل ظاهري اش نمي توانست براي او چندان با اهميت باشد . ولي سرانجام روز بازگشت " جان " فرارسيد آن ها قرار نخستين ملاقات خود را گذاشتند : 7 بعد الظهر در ايستگاه مرکزي نيويورک .

هاليس نوشته بود : تو مرا خواهي شناخت از روي گل سرخي که بر کلاهم خواهم گذاشت .

بنابراين راس ساعت 7  " جان " به دنبال دختري مي گشت که قلبش را سخت دوست مي داشت اما چهره اش را هرگز نديده بود . ادامه ماجرا را از زبان خود جان بشنويد :

" زن جواني داشت به سمت من مي‌آمد, بلند قامت و خوش اندام, موهاي طلايي‌اش در حلقه‌هاي زيبا کنار گوش‌هاي ظريفش جمع شده بود , چشمان آبي رنگش به رنگ آبي گل ها بود , و در لباس سبز روشنش به بهاري مي مانست که جان گرفته باشد . من بي اراده به سمت او قدم برداشتم , کاملا بدون توجه به اين که او آن نشان گل سرخ را بر روي کلاهش ندارد . اندکي به او نزديک شدم . لب هايش با لبخند پرشوري از هم گشوده شد , اما به آهستگي گفت " ممکن است اجازه دهيد عبور کنم ؟ " بي‌اختيار يک قدم ديگر به او نزديک شدم ودر اين حال ميس هاليس را ديدم . تقريبا پشت سر آن دختر ايستاده بود زني حدودا 40 ساله با موهاي خاکستري رنگ که در زير کلاهش جمع شده بود . اندکي چاق بود و مچ پايش نسبتا کلفتش توي کفش هاي بدون پاشنه جا گرفته بودند

دختر سبز پوش از من دور مي شد , من احساس کردم که بر سر يک دوراهي قرارگرفته ام . از طرفي شوق وتمنايي عجيب مرا به سمت آن دختر سبز پوش فرا ميخواند و از سويي علاقه اي عميق به زني که روحش مرا به معناي واقعي کلمه مسحور کرده بود , به ماندن دعوتم مي کرد .

او آن جا ايستاده بود با صورت رنگ پريده و چروکيده اش که بسيار آرام و موقر به نظر مي رسيد وچشماني خاکستري و گرم که از مهرباني مي درخشيد . ديگر به خود ترديد راه ندادم . کتاب جلد چرمي آبي رنگي در دست داشتم که در واقع نشان معرفي من به حساب مي آمد , از همان لحظه فهميدم که ديگر عشقي در کار نخواهد بود ,

 اما چيزي به دست آورده بودم که ارزشش حتي از عشق بيشتر بود ,

 دوستي گرانبهايي که مي توانستم هميشه به آن افتخار کنم .

 

به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را براي معرفي خود به سوي او دراز کردم . با اين .وجود وقتي شروع به صحبت کردم از تلخي ناشي از تاثري که در کلامم بود متحير شدم .

من " جان بلانکارد" هستم و شما هم بايد دوشيزه مي نل باشيد . از ملاقات شما بسيار خوشحالم . ممکن است دعوت مرا به شام بپذيريد؟ چهره آن زن با تبسمي شکيبا از هم گشوده شد و به آرامي گفت: فرزندم من اصلا متوجه نمي‌شوم! ولي آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که اين گل سرخ را روي کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کرديد بايد به شما بگويم که او در رستوران بزرگ آن طرف خيابان منتظر شماست . او گفت که اين فقط يک امتحان است !

تحسين هوش و ذکاوت ميس مي نل زياد سخت نيست !

 

طبيعت حقيقي يک قلب تنها زماني مشخص مي شود که به

چيزي به ظاهر بدون جذابيت پاسخ بدهد .

Link | Writing By    Kiyan R S | 

روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند...جواب داد
 

اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1 
 اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =
10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =
100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک میگذاریم=
1000
                                         
ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست 
پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت 
=
=
=
=
=
=


نتیجه : اگر اخلاق نباشد  انسان خدای ثروت و اصل و نسب و زیبایی هم باشد هیچ نیست

Link | Writing By    Kiyan R S | 

:: تصویر تزئینی است ::

نامت چه بود ؟
آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت ؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی ؟
امانت است

قدت ؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده ؟
حوای خوب و پاك، قابیل خشمناك، هابیل زیر خاك

روز تولدت ؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت ؟
اینك فقط سیاه، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟
رنگی به رنگ بارش باران، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آنچنان وزین كه ننشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
در كار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت ؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین !!!

حكمت ؟
تبعید در زمین

همدست در گناه ؟
حوای آشنا

ترسیده ای ؟
كمی

ز چه ؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟
بلی

كه ؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای ؟
دیگر گلایه نه!، ولی ...

ولی چه ؟
حكمی چنین؛ آن هم به یك گناه!؟

دلتنگ گشته ای ؟
خیلی زیاد

برای كه ؟
تنها خدا

آورده ای سند ؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی ؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خداست

در آخرین دفاع ؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

منبع: DiaMethod

Link | Writing By    Kiyan R S | 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما

در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان

تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ

بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او

نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را

تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم

و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد

خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را

خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.



نتیجه اخلاقی داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با

سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.


ستایش خدایی را است بلند مرتبه!

Link | Writing By    Kiyan R S | 
بهترین دوست
هیچ گاه هماورد و دشمن خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوست توست او انگیزه پیشرفت و پویش می دهد . ارد بزرگ


ابله ترین دوستان
ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.سقراط

 


دوست یا برادر
پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو

 


شر دوست
خدایا ! مرا از دوستانم محافظت بفرما . چون می دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ كنم ! . ولتر

 


نابودی زمان
دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ

 


رابطه دشمن و دوست
آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت

 


دوست واقعی
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . مارکز

 


تاثیر دوست
صفات هر کس مربوط به محسنات و نقایص اخلاقی دوستان اوست. کارلایل

 


رفیق بازی
هرگز بخاطر دوستت ، از انجام وظیفه ای چشم مپوش. سن لانبر

 


نگه داشتن دوست
دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است. باتلر

 


توبیخ دوست
دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین . اسکاروایلد

 


بعضی
بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد

 


دوستان تو
همه كسانی كه با تو می خندند دوستان تو نیستند. مثل آلمانی

 


بهترین چیز جهان
چیزی در جهان بهتر از دوست واقعی نیست . آکویناس

 


پایداری در دوستی
در دوستی درنگ کن ، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش . سقراط

 


فاصله با دوستان
برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . ارد بزرگ

 


دوستی و خانواده
دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است . آلفونس کار

 


دوست نیكو
نشان دوست نیكو آن است كه خطای تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشكار نكند . پور سینا

 


برای اهل اندیشه
هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ

 


جزر و مد در دوستی
اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران

 


گاه سختی
دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد . بزرگمهر

 


تو بی نظیری
در روز عشاق برای دوستت كارتی بفرست و روی آن بنویس : « از طرف كسیكه فكر میكند تو بی نظیری » . براون

 


بدگویی از دوستان
خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ

 


روزهای بارانی
دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد . پل نرولا

 


آن دوست
بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد . جبران خلیل جبران

 


شکارگاه دشمنان
دوستان برای نخجیر دشمنان ، چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر

 


قلب دو دوست
رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران

 


حد دوست و دشمن
هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی

 


ارزش دوست
بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ازدیاد دوستان است . انوره دوبالزاک

 


در روز سختی
به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . ارد بزرگ

 


راز دوستی و  ثروت
بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت

 


شراکت با دوست
اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . ارد بزرگ

 


زمان سختی
دوست زمان احتیاج ، دوست حقیقی است . ضرب المثل انگلیسی

 


دلداری
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابریل گارسیا مارکز

 


دوست انسان
نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خلیل جبران

 


دوستی دشمن
دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی

 


درک دوست
اگر دوستت را در تمامی شرایط درک نکنی. او را هرگز درک نخواهی کرد. جبران خلیل جبران

 


تفسیر دوستان
بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند . کولتون

 


ترس از دوست
از دشمن خودت یكبار بترس و از دوست خودت هزار بار. چارلی چاپلین

 


دوست نیکو
نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و رازت آشکار نکند. بوعلی سینا

 


نیکی به دوستان
اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه كنید، به دوستان خود نیكی كنید . کورش

 


دوستان زیاد
بهترین وسیله دفع دشمنان ، ازدیاد دوستان است . بیسمارک

 


تنها دوست
من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! . ناپلئون

 


دوستان محافظه کار
دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ

Link | Writing By    Kiyan R S | 
روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن." شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! " عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد. سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود. تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد. استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته " شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. " عارف پاسخ داد : " نه " و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: " این دوستی است که باید بدنبالش بگردی " شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت : " استاد اینکه نشد ! " عارف پیر پاسخ داد: " حال مجددا امتحان کن " برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.
Link | Writing By    Kiyan R S | 
 

 

Kiyan R S

روزی بود، روزگاری بود. در ایران ما هم روزگاری بود که شاه عباس صفوی پادشاهی می کرد. می گویند شاه عباس گاه و بی گاه لباس پر زرق و برق پادشاهی را از تنش در می آورد و لباس مردم عادی را می پوشید. بعد هم شبانه راه می افتاد توی کوچه و بازار تا ببیند مردم چگونه زندگی می کنند و چه درد و مشکلاتی دارند.

یکی از شب ها که شاه عباس به صورت ناشناس از قصر بیرون آمده بود، چیز عجیبی دید:

سه نفر دزد، بیرون از قصر، مشغول سوراخ کردن زیر دیوار قصر بودند و می خواستند هر طور شده به خزانه ی شاه دست پیدا کنند و طلا و جواهرات آن را بردارند و با خود ببرند.

شاه عباس که سر رسید، دزدها دست از کار کشیدند. شاه عباس پرسید: «چه می کنید؟»

دزدها گفتند: «چاه می کنیم.»

شاه عباس گفت: «چاه کندن، آن هم در شب تاریک و زیر دیوار قصر! فکر می کنید من دیوانه ام و حرف شما را قبول می کنم؟ حتما شما دزدید.»

دزدها که دیدند نقشه هایشان نقش بر آب شده، دست به یکی کردند تا شاه عباس را با جنگ و دعوا از صحنه دور کنند اما شاه عباس که متوجه نقشه ی آن ها شده بود، گفت: «چرا جنگ و دعوا؟ من هم شریک! هر چه از قصر دزدیدیم، میان هر چهار نفرمان تقسیم می کنیم.»

یکی از دزدها گفت: «این طوری نمی شود. هر کدام از ما هنری داریم که به درد کارمان می خورد. اگر تو هم کاری بلد باشی، می توانی با ما شریک بشوی.»

شاه عباس پرسید: «هنر شما چیست؟»

یکی از دزدها گفت: «من هر کسی را حتی در تاریکی شب یک بار ببینم، بار دیگر هر جا ببینمش می شناسم.»

دزد دومی گفت: «من می توانم هر قفل بسته ای را باز کنم.»

دزد سومی گفت: «کار من هم مهم است. من می توانم تمام سگ ها را برای مدتی آرام کنم و تمام نگهبان ها را به راحتی خواب کنم.»
نوبت تو شده بجنبان ریش را

دزدها رو به شاه عباس کردند و گفتند: «حالا نوبت تو است. بگو ببینم تو چه هنری داری؟»

شاه عباس گفت: «کارهای شما مهم است اما باز هم ممکن است گیر بیفتید و زندانی شوید. من هنری دارم که به درد این جور وقت ها می خورد. من ریشی دارم با جنباندن آن می توانم هر زندانی یا اسیری را آزاد کنم.»

دزدها که حوصله ی دردسر نداشتند، قبول کردند که مرد ناشناس شریکشان باشد با هم سوراخ را کندند و به قصر شاهی رسیدند. دومی کاری کرد که هیچ سگی واق، واق نکرد و هیچ نگهبانی بیدار نماند. سومی هم کاری کرد که همه ی قفل ها باز شدند. آن ها به خزانه ی شاهی راه پیدا کردند. هر چه طلا و جواهرات به دستشان رسید، جمع کردند و بردند اما چون کارشان طول کشید، زمان خواب سگ ها و نگهبان ها تمام شد. هنوز دزدها از قصر خارج نشده بودند که سگ ها واق واق کردند و نگهبان ها از خواب پریدند و همه را دستگیر کردند و به زندان بردند.

صبح روز بعد، شاه عباس لباس شاهیش را پوشید و دستور داد دزدها را برای محاکمه بیاورند. او رو به دزدها کرد و گفت: «با چه جرأتی به قصر ما دستبرده زده اید؟»

مردی که گفته بود هر کس را یک بار در هر لباسی ببیند باز هم می تواند او را بشناسد، تا شاه عباس را دید، شناخت و با خود گفت: «چشم که توی چشم افتاد، حیا می کند.» آن وقت صدایش بلند شد که: «ای شاه! یکی از دوستانم می تواند همه ی سگ ها را آرام کند و همه نگهبان ها را بخواباند. او دیشب کار خودش را کرد، اما کارمان طول کشید و نگهبان های تو از خواب پریدند. یکی از دوستانم هم می تواند هر قفل بسته ای را باز کند. او هم دیشب کار خودش را کرد و ما به راحتی وارد قصر شدیم. من دیشب کاری نکردم، اما حالا می توانم چهره ی شریک دیشب خودمان را که در تاریکی دیده ام، شناسایی کنم. با این حساب، من هم همین الان کار خودم را کردم و باید بگویم:

هر یکی کردیم کار خویش را

نوبت تو شد، بجنبان ریش را

شاه عباس خنده اش گرفت و گفت: «آزادشان کنید.»

Link | Writing By    Kiyan R S | 
همان‌طور که مي‌دانيد يکي از مواردي که در ويندوز 7 توسعه داده شده قابليت پيش‌نمايش پنجرهها با نگه داشتن موس بر روي هر آيکون در تسک‌بار است. در صورتي‌که به اين قابليت علاقه نداريد مي‌توانيد آن‌را غيرفعال کنيد. بدين منظور ابتدا وارد منوي Start شويد، سپس عبارت gpedit.msc را وارد کرده و Enter بزنيد.
در پنجره Group Policy در پنل سمت چپ، از User Configuration برروي Administrative Templates و سپس Start Menu and Taskbar کليک کنيد. اکنون از پنل سمت راست، Turn off Taskbar Thumbnails را بيابيد و بر روي آن دوبار کليک کنيد. در پنجره باز شده گزينه Disabled را انتخاب کرده و OK کنيد. جهت فعال‌سازي مجدد کافي است همين مسير را طي کنيد و Enabled را انتخاب کنيد.
لازم به ذکر است قابليت Thumbnail در ويندوز 7 در صورتي فعال خواهد شد که نمره‌اي که ويندوز به مجموعه سخت‌افزاري شما داده است بالاي 3 باشد تا تم Aero فعال شود.


تبديل ظاهر تسک‌بار ويندوز 7 به تسک‌بار ويندوز ويستا و XP 
در صورتي‌که دوست داريد ظاهر تسک‌بار ويندوز 7 به ظاهر تسک‌بار در ويندوز ويستا شبيه شود يعني در کنار آيکونها عنوان هرکدام نيز درج شود، بر روي فضاي خالي از تسک‌بار راست کليک کنيد و Properties را انتخاب کنيد. در گزينه Taskbar، گزينه Taskbar buttons را بر روي Combine when taskbar is full يا Never combine قرار دهيد. همچنين تيک گزينه Use small icons را بزنيد و OK کنيد. 
در صورتي که تمام برنامهها يا پنجرههاي موجود در تسک‌بار را نيز Unpin کنيد ديگر ظاهر آن کاملا شبيه ويندوزهاي گذشته مي‌شود.
لازم به ذکر است مي‌توانيد اين تسک‌بار را هم‌اکنون به حالت کلاسيک نيز تبديل کنيد. در صورتي‌که بر روي فضاي خالي از صفحه دسکتاپ کليک کنيد و Personalize را انتخاب کنيد سپس قالب Windows Classic را انتخاب کنيد.

Link | Writing By    Kiyan R S | 
بيشتر افراد براي کاربردي کردن وبلاگ يا سايت‌هاي خود از کدهاي جاوااسکريپت استفاده مي‌کنند اما اکثر کاربران براي تست اين‌گونه کدها آن‌ها را مستقيم وارد قالب وبلاگ خود مي‌کنند که اين‌کار چندان به صلاح نيست.
قصد داريم ترفندي را به شما معرفي کنيم که با بهره‌گيري از آن مي‌توانيد اين کدها را روي کامپيوتر و بدون نياز به اتصال به اينترنت امتحان کنيد و پس از تاييد، آن‌ها را در وبلاگ خود قرار دهيد. 
براي اين‌کار در فضاي خالي از صفحه دسکتاپ، راست‌کليک کرده و از New>Text Document را انتخاب کنيد. خواهيد ديد که نرم‌افزار Notepad باز مي‌شود. حال کد مربوطه را داخل Notepad از طريق Copy و Paste وارد کنيد. پس از کپي کدهاي فوق، از منوي File بر روي Save as کليک کنيد. سپس فايل را با نام دل‌خواه و پسوند.html ذخيره کنيد. همچنين در صورتي‌که در ميان کدها عبارت فارسي وجود دارد، گزينه Encoding را بر روي UTF-8 تنظيم کنيد. سپس روي دکمه Save کليک کرده و فايل را ذخيره کنيد.

حال کافي است فايل ذخيره شده را توسط يک مرورگر وب باز کنيد تا شاهد عملکرد کد جاوا باشيد.
در پايان دقت کنيد ممکن است هنگام بازکردن فايل توسط مرورگر اينترنت‌اکسپلورر، نوار زردي در بالاي صفحه مشاهده شود. شما بايستي روي آن نوار راست‌کليک کرده و گزينه Allow Blocked Content را انتخاب کنيد.
همچنين دقت داشته باشيد ممکن است همگي کدهاي جاوا تحت اين روش عمل نکنند.
Link | Writing By    Kiyan R S | 

صفحات نمايش LCD متشکل از ميليون‌ها پيکسل هستند که هر پيکسل از سه پيکسل پايه (Subpixel) تشکيل شده است: قرمز، آبي و سبز. وقتي که هر3 پيکسل با هم روشن هستند پيکسل سفيد به‌نظر مي‌رسد. ما در اينجا قصد داريم روش احياي پيکسل‌هاي سوخته را طي مراحل زير براي شما شرح دهيم. 
1- ابتدا بايد تشخيص دهيد که پيکسل سوخته کاملا مرده يا قابل احيا شدن است؟ اگر به‌صورت نقطه‌اي کاملا سياه ظاهر شود، احتمالا غيرقابل بازيابي است. پس از خريد LCD تصوير ثابتي را به‌نمايش بگذاريد اگر بيش از يک نقطه همواره روشن (قرمز يا سبز يا آبي يا سفيد)، در صفحه LCD مشاهده کرديد، نسبت به تعويض صفحه نمايش اقدام کنيد. در صورتي‌که تعويض آن مقدور نباشد، اين امکان که بتوانيد پيکسل سوخته را دوباره فعال کرده و به‌کار واداريد، بسيار زياد است.
2- با استفاده از هواي فشرده و کيت و دستمال‌هاي ضد خش مخصوص، صفحه نمايش خود را کاملا تميز کنيد.
3- حالا در منوي Start -» Control Panel -»Display  با کليک روي برگهSetting ، تفکيک‌پذيري LCD را (طبق دستورات موجود در دفترچه راهنماي همراه آن) روي حالت رزولوشن عادي (تفکيک پذيري محلي) تنظيم کنيد.
4- برنامه‌هاي UDPixel و Net Framework را از آدرس‌هاي زير دانلود و نصب کنيد:
http://udpix.free.fr/ و http://find.pcworld.com/63486  
5- در برنامه يودي‌پيکسل گزينه Run cycle را به 4ثانيه افزايش داده، روي آن کليک کنيد. رنگ‌هاي قرمز، سبز، آبي، مشکي، سفيد و زرد در يک چرخه بر LCD ظاهر مي‌شوند. پيکسل‌هاي سوخته به‌صورت نقاطي ثابت بر هر يک از رنگ‌هاي چرخه رنگ قابل تشخيص هستند.

6- اگر چند پيکسل سوخته داشتيد، به ازاي هر کدام، عدد پنجره چرخه رنگ برنامه را يک عدد افزايش دهيد. با کليک روي Start يک پنجره 5 در 5 پيکسلي دور پيکسل سوخته ظاهر مي‌شود. 15 تا 20دقيقه صبر کنيد و Reset را فشار داده و دوباره چرخه رنگ را آغاز کنيد تا ببينيد پيکسل سوخته پاک شده است يا خير؟

7- اگر نشد، دوباره برنامه را اجرا و پيکسل سوخته را پيدا کنيد. حال يک قلم مخصوص PDA برداريد و يک دستمال ضدخش دور نوک آن پيچيده و نوک قلم را با دقت زياد روي پيکسل سوخته گذاشته، ثابت نگهداريد و LCD را خاموش کنيد. در اين مرحله با نوک قلم به آهستگي روي آن نقطه فشار مستقيم آورده و 5 تا 10 ثانيه نگهداريد. سپس صفحه نمايش را دوباره روشن و پيکسل را چک کنيد.
8- اگر پيکسل سوخته درست نشد، مراحل 5 تا 7 را تکرار کنيد و در صورتي که نتيجه بخش نبود، ته گرد پلاستيکي يک ماژيک را در دستمال ضدخش پيچيده و چند بار آهسته روي ناحيه داراي پيکسل سوخته فشار داده و برداريد. اگر خوش شانس باشيد، بالاخره يکي از اين ترفندها کارساز مي‌شود!

Link | Writing By    Kiyan R S | 
 

يکي از رايج‌ترين مشکلاتي که همه کاربران مبتدي رايانه از آن رنج مي‌برند نبود توانايي براي توضيح جزييات مشکل به‌وجود آمده در رايانه‌شان است. 
اکثر کاربران تازه‌کار رايانه پس از برخورد با يک مشکل و مراجعه به متخصص جمله "نمي‌دونم، چطور بگم" را بارها و بارها تکرار مي‌کنند. آيا براي اين مشکل راه‌حلي به ذهن شما مي‌رسد؟
فرض کنيد در محيط ويندوز به مشکلي برخوردهايد که خود از عهده حل آن برنمي‌آييد. در اين زمان اکثر کاربران دست به دامن دوستان و يا انجمن‌هاي اينترنتي پرسش و پاسخ مي‌شوند. 
اگر قصد انجام چنين کاري را داشته باشيد براي مطرح کردن مشکل خود چه مي‌کنيد؟ قطعا هدف‌تان اين خواهد بود که مشکل خود را طوري مطرح کنيد که ساير کاربران به‌راحتي آن‌را دريابند و به شما کمک کنند. براي اين‌کار آيا محتواي مشکل را به‌صورت متني نوشته و آن‌را بازگو مي‌کنيد يا در نهايت تصويري از مشکل پيش‌آمده جهت فهم بيشتر قرار مي‌دهيد؟
اگر از ويندوزهاي قبلي شرکت مايکروسافت استفاده مي‌کنيد چاره‌اي جز اين‌کار نداريد اما اگر ويندوز شما 7 است بايد بدانيد که در اين ويندوز قابليتي دقيقا به همين منظور ايجاد شده است. 
اين برنامه موجود در ويندوز 7، Problem Steps Recorder يا به اختصار PSR نام دارد که مي‌توان آن‌را ضبط‌کننده قدم به قدم مشکلات ناميد.
با استفاده از PSR شما مي‌توانيد به‌صورت تصويري مشکل پيش‌آمده را ذخيره کنيد، در محل مورد نظر خود توضيحي درباره مشکل بدهيد و در نهايت آن‌را به‌صورت تصاوير ممتد ذخيره کرده و فايل نهايي را که يک فايل با اطلاعات کامل است را در اختيار ساير کاربران قرار دهيد تا آن‌ها نيز با مشاهده اين فايل به‌طور کامل مشکل شما را دريابند و راهنمايي‌تان کنند.
براي اين‌کار بر روي منوي Start کليک کنيد سپس عبارت psr را وارد کرده و Enter بزنيد.
برنامه Problem Steps Recorder با ظاهري بسيار ساده باز خواهد شد.
اکنون به محلي در ويندوز که مشکل پيش‌آمده است برويد سپس در برنامه PSR بر روي دکمه Start Record کليک کنيد.
اولين تصوير از صفحه‌اي که مشکل در آن وجود دارد ذخيره مي‌شود. حالا در صورتي‌که در هر جايي از صفحه کليک کنيد يک عکس ديگر گرفته شده و ذخيره مي‌گردد. نشانگر ماوس نيز در تصوير ذخيره شده وجود دارد.
اکنون فرض کنيد قصد داريد يک توضيح متني هم در صفحه بدهيد. 
بر روي دکمه Add Comment در برنامه کليک کنيد. خواهيد ديد که نشانگر ماوس به شکلي ديگر درخواهد آمد و صفحه نيز شفاف مي‌شود. 
با استفاده از نشانگر، در محلي که قصد داريد توضيح آن‌را بدهيد يک مستطيل ايجاد کنيد. سپس در قسمت Highlight Problem and Comment توضيح مربوط به اين قسمت را بنويسيد و در نهايت OK کنيد.
پس از ذخيره تصاوير از صحنه‌هاي کليدي مشکل و درج توضيحات مربوطه، براي پايان کار ضبط بر روي دکمه Stop Record کليک کنيد.
از شما محل ذخيره فايل خروجي و نام آن پرسيده مي‌شود. اين دو را تعيين کنيد تا فايل خروجي با فرمت فشرده zip ذخيره گردد.
اکنون در صورتي‌که به محل ذخيره فايل برويد و فايل zip را از حالت فشرده خارج کنيد و آن‌را باز کنيد فايلي با فرمت mht مشاهده خواهيد کرد.


پس از دوبار کليک بر روي آن خواهيد ديد که فايل با مرورگر IE باز مي‌شود.
همان‌طور که مي‌بينيد تمامي صحنه‌هايي که شما خواسته‌ايد به علاوه توضيحات و همچنين اطلاعات دقيق در خصوص اين فايل و ريز کليه عملياتي که شما در طول ضبط اين تصاوير انجام داده‌ايد وجود دارد. 
اکنون کافي است در يک انجمن اينترنتي تاپيکي ارسال کنيد و فقط همين فايل فشرده را در آن‌جا قرار دهيد و از کاربران درخواست کمک کنيد يا آن‌را براي دوست‌تان ارسال کنيد و از او کمک بخواهيد. بدون اين‌که نياز به هيچ توضيح اضافي باشد چرا که اين فايل گوياي همه چيز است و کار فردي که قصد پاسخ‌گويي به شما دارد را نيز سادهتر خواهد کرد.
جهت دسترسي سريعتر به PSR مي‌توانيد در صفحه دسک‌تاپ يک فايل Shortcut براي آن ايجاد کنيد. 
بدين منظور بر روي فضاي خالي از دسکتاپ راست‌کليک کرده و New> Shortcut را انتخاب کنيد. 
در پنجره باز شده آدرس زير را وارد کنيد:
C:WindowsSystem32psr.exe
همان طور که واضح است در صورتي‌که ويندوز شما در درايوي به غير از C نصب شده است بايستي نام آن‌را در آدرس جايگزين کنيد. 
پس از اين‌کار بر روي دکمه Next و سپس Finish کليک کنيد تا فايل ميان‌بر ساخته شود. بيان اين ترفند به ظاهر مشکل براي صفحه مبتديان به خاطر پرسش‌هاي مکرر خوانندگان اين صفحه در مورد چگونگي بيان درست مشکلات پيش آمده، عنوان شد.
Link | Writing By    Kiyan R S | 
بي‌گمان، بيشتر برنامه‌ها براي ويندوز ويستا و 7 نوشته نشده‌اند، برنامه‌هاي پرتابل هم براي هر دوي سيستم‌هاي عامل جديد مايکروسافت غيرقابل درک است. به‌ويژه وقتي ويندوز7 و ويستا قابليتي دارد که برنامه‌ها را از نظر تطبيق با سيستم‌عامل جاري بررسي مي‌کند و هر بار شما بايد عبارت installed correctly را بزنيد تا متوجه شود که برنامه درست نصب شده است. 
کساني که برنامه‌هاي قديمي و خوب زيادي دارند، حتما با اين پيغام بسيار روبه‌رو شده‌اند، براي حل اين مشکل، کارهاي زير را انجام دهيد:

منوي استارت را بزنيد و عبارت services.msc را تايپ و اينتر را بزنيد. به‌دنبال عبارت Program Compatibility Assistant بگرديد و روي آن دوبار کليک کنيد، سرويس را متوقف کنيد و آن را از حالت Manual به Disabled تغيير دهيد. براي بازگشت اين عمليات هم به‌سادگي مي‌توانيد برعکس همين مراحل را تکرار کنيد.

Link | Writing By    Kiyan R S | 
یکی از مشکلاتی که کاربران -به ویژه کاربران ایرانی دارند- استفاده از آنتی ویروس ها برای اسکن کردن سیستم خود از وجود ویروس است. مشکلاتی از قبیل حجم زیاد نرم افزارهای آنتی ویروس ، نیاز به کرک کردن برای استفاده کامل و... . در این ترفند قصد داریم چندین سرویس آنلاین را به شما معرفی کنیم که با بهره گیری از آنها میتوانید بدون نیاز به آنتی ویروس خاصی، سیستم خود را از طریق اینترنت و به شکلی کاملأ رایگان اسکن کنید.

برای استفاده از این سرویس ها ، کافی است به سایتهای زیر رفته و از قابلیتهای موجود استفاده کنید:

Symantec Security Check
McAfee FreeScan
Panda ActiveScan
Kaspersky lab
Bitdefender
RAV
Tarfandestan
Trend Micro
SYGATE
AuditMyPc

Link | Writing By    Kiyan R S | 

Kiyan R S

در ایران باستان و آیین زرتشت تعدد زوجات روا نيست و گفته شده همانگونه که يک زن نمي‌تواند در يک زمان بيش از يک شوهرداشته باشد مرد نيز نمي‌تواند در آن واحد دو يا چند زن داشته باشد.

اختيار زن دوم در شرايطي خاص و سخت که در آيين نامه زرتشتيان آمده جايز است نظيراينکه زن اول فوت شده باشد..

در ايران باستان تنها در صورتي فرد مي‌توانست با وجود زن اول زن ديگر اختيار کند که زن اول به تشخيص پزشک عقيم بوده و خود موافقت خويش را براي اين کار اعلام کند و رضايت داشته
باشد هدف از اين عمل نيز بقا نسل و پرورش فرزنداني نيک براي دين و دنياست...

 

در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد زرتشتي به 5 صورت و تحت عناوين  : پادشاه زن ، چاکر زن ، ايوک زن ، ستر زن ، خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است:

Kiyan R S

پادشاه زن : اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد ...

 

چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزارمي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد.

حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد...

 

ايوک زن : اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان و ایرانیان باستان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است.

اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا مردود است...

 

ستر زن : وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند ...

 

خودسر زن : اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند...

 

اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود...

گفتني است که طلاق در ایران باستان وآيين زرتشتي مطرود و منفور است و تحت شرايطي ويژه و در مواردي نادر و خاص طبق آيين نامه زرتشتيان مجوز داده مي‌شود ...

Link | Writing By    Kiyan R S | 
زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.
کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ ...
گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند.
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.
کوروش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست.
اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم.
Link | Writing By    Kiyan R S | 
همان طور که میدانید هنگامی که فایلی را در درون سطل آشغال ویندوز می فرستید بایستی برای پاک شدن آن به سطل آشغال رفته و دوباره آن را پاک کنید. با بهره گیری از این ترفند می توانید کاری کنید که وقتی فایلی را پاک می کنید دیگر نیاز به تایید دوباره شما برای پاک شدن فایل نباشد و مستقیما و اتوماتیک وار فایل ها از سطل آشغال پاک شوند.

برای این کار:
1- بر روی آیکون سطل آشغال راست کلیک کنید.
2- Properties را انتخاب کنید.
3-
Global را انتخاب کنید.
4- تیک Remove files immediately upon delete را بزنید.
از هم اکنون دیگر فایل های فایل های فرستاده شده به سطل آشغال مستقیما پاک می شوند.

Link | Writing By    Kiyan R S | 
Visual Effects افکت های بصری هستند که در درون ویندوز XP به طور پیش فرض گنجانده شده اند و شامل افکت های منوها ، سایه موس ، سبک های بصری موجود بر روی دکمه ها و سایه های آیکون ها می باشد. این افکت ها با این که کم هستند اما ممکن است بر روی سیستم های قدیمی به خوبی اجرا نشوند و علاوه بر آن از سرعت پردازش اطلاعات ویندوز بکاهند. پس در صورتی که چندان به زیبایی ویندوز خود اهمیت نمیدهید و سرعت ویندوز برای شما مهم تر است از این ترفند استفاده کنید.

بدین منظور:
1- بر روی My Computer راست کلیک کنید.
2-
Properties را انتخاب کنید.
3- بر روی تب Advanced کلیک کنید.
4- در زیر Profemance بر روی دکمه Setting کلیک کنید.
5- در اینجا شما می توانید تمامی این افکت ها را کنترل کنید و به سلیقه
خود آنها را غیرفعال کنید. 

Link | Writing By    Kiyan R S | 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

Link | Writing By    Kiyan R S | 

ميخواهم بگويم ......

فقر همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست .....

فقر ، عرياني هم نيست ......

فقر ، گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند .........

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......

فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند .....

فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ، همه جا سر ميكشد ........

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..

فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ...

Link | Writing By    Kiyan R S | 
 
Home Page
Director Profile
E mail
Archive
Title Claimer
About
سلام
از اینکه وبلاگ من را برای گذراندن لحظه ای انتخاب کردید متشکرم
کیان هستم
متولد 29/6/66 در لاهیجان و ساکن رشت
امیدوارم از مطالب وبلاگ من نهایت استفاده را ببرید
منتظر راهنمایی شما دوستان عزیز هستم
با آرزوی شادی برای هر ایرانی

نوشته های پیشین
دی 1390
مرداد 1390
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آرشیو موضوعی
نرم افزار
موبایل
کامپیوتر
جبران نشدنی
عکس
ترفند کامپیوتر
ترفند موبایل
آموزش
متفرقه
کنجکاوی
پیوندها
:::... کیانا ...:::
(( شهر باران))
๑۩۞۩๑ استقلال قهرمان ๑۩۞۩๑
:::... دختر جهنمی ...:::
تنها میان تن ها
( پازل خاطرات دل )
-▪●ناگـفته های دخـتر شمالـــــــــــے●▪-
قالب های نفرین شده
... ♥ ♥ ♥ فقط مجید خراطها ♥ ♥ ♥ ...
الکترونیک و کامپیوتر
فصل سرد
Aylin
مرگ تدریجی یک رویا
دختری از جنس مرگ
آلساندرو نستا
برای تو که بهترینی
تو بگو تو بگو
دل نوشته های من
*بیا دریا شویم*آیناز جوووووووووون*
...*سفر به رویا*...* پرستو *
بهترین کلیپهای موبایل
صدای بارونی
با هم باشیم
قلم معلم
شاید طنز
هم صحبت باران(مینا)
تنهايي سحر
شهر فرنگ از همه رنگ
((( دخترک آسمانی )))
روز عشق.....
دل نوشته های مینا.....
ترانه های یک ترانه
عشق شیرین
عشق شیطانی
متخصصين پي سي و موبايل
شمیم جاوید
•.::.•دانلود رايگان•.::.•
سیاه خان
عکسهاي خفن از دختران زيبا و خوشکل
!!!!!!!!!!!!!!اینجا !!!!!!!!!!!!!!!!(سمیرا)
جیگر میگر
***بهترین عکسا و آهنگا با آیدا و آزی و علی ***
ترفند های کامپیوتری
از همه جا و از همه چیز
...::: مریم :::...
دانلود بهترین فیلم های جهان و سریال لاست
کویر دل
پاتوق دخترو پسرای ایرونی
گالری عکس نازبانو
...::: Happy Girl :::...
...::: Sun Girl :::...
تنها دل شکسته
گوگوری مگوری
...::: Pegaaaaaa :::...
ما کودکان فهیم هستیم
اسپیدار
سرجوخه
دفتر عشق
★ شب آفتابی ★
Mist....!(Mehrasa)
...::: ما سه تا :::...
...::: لاهیجان دانلود :::...
آسمون هشتم
تنها ترین سونیا
جدیدترین مطالب روز
شکیبا(عاشق حسام نواب صفوی)
نیوشا ضیغمی / شادی
مروارید سیاه
کلبه دوستداران حمید گودرزی
هنرمندان
دنیای ســـــــــــــارا
بهرام رادان ستاره سینمای ایران
دانلود خانه
...::: فرشته جونی :::...
خاطرات دخملی ناناس
((( خونه خراب )))
...::: خدا ، دوست ، عشق :::...
:::... سایه روشن ...:::
" ترانه،احساسي عاشقانه،با صداي محسن يگانه "
(اشک ها و لبخند ها)
««« عاشق تنها »»»
««((«« عصر یخبندان »»))»»
دیوانه ی سودا
««« خورشید آریایی »»»
ستاره منش(وبلاگ افتخاری مصطفی زمانی)
ستاره منش(وبلاگ افتخاری پوریا پورسرخ)
عشق آلبالویی
««« پیانیست تنها »»»
..:: دوستاشتنی ها ::..
سایه سار
عدالت ایرانی
دختر؟؟؟؟؟؟ پسر؟؟؟؟؟؟
در آپارتمان ما
رز وحشی
عاشقی آوارگی دارد به دل
:::... رسد عشق ...:::(سحر)
گل قرمز( فرهنگ و تمدن آریایی )
زیبای خفته
زیباترین ها
آزار خاطرات
رویای یخ زده
**کبریا**
کلبه تنهايي هام
به من سر بزن((( مجتبی )))
چشمان بیدار
نرگس کوچولو
آفتاب سرخ
نفس های عمیق یه دختر بنفش
صحبت دل (( نوشین ))
پاتوق دخترو پسرای ایرونی (( سحر ))
من بیدارم؟
زیباترین ها
طنز و سرگرمی ((( آفاق )))
ღ!☆بی تا☆!ღ
DARK FALLEN
ازت نمیگذرم
مرجع کد آهنگ
تنـــــــــــــــــهایی من
:::... سیب ترش ...:::
قاصدک
حیرت
МΞĦĎi (( مهدی ))
... ♥ ♥ ♥ خودِ سارا ♥ ♥ ♥ ...
همه چي سرا
(تاریخ ممسنی)
"نجوایی از دل"
تنهایی در زابل
کنکاش
Dele_Bi_Taghat
جوان ایرانی
(پرتال بزرگ دانلود موزیک)
فرشته سرخ
همه چی
افسوس که پاهایم در قیر شب است<<آیدا >>
(دیوانه ی خاموش)
یک دنیا دلتنگی ::.. باران ..::
<<< غریبه آشنا >>>
:::... قلم دانش آموز ...:::
... *** کالسکه ی غم *** ...
(*( آسمون دلتنگی من )*)
رویای آبی
امروز، اولين روز از بقيه عمر شماست
سرزمین دلتنگی :::... نادیا ...:::
کلبه تنهایی
ظلمت شب
محصولات آرایشی
خانه ی دوست کجاست؟
پرسه...
"دل نوشته ها (مسعود)"
عشق آدم کش
بهترین‌ها برای بهترین‌ها
๑♥๑ دیوووووووووووونه خونه ๑♥๑
درد و دل
**:. ღ★ღیه دختر تنهاღ★ღ.:**
گروه دوستان
▒▓▓ ๑۩۞۩๑ معجزه عشق ๑۩۞۩๑ ▓▓▒
مشق تنهایی...
๑۩۞۩๑ عاشقانه ๑۩۞۩๑
آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش
ஜ اتاق تنهایی ஜ
.:.دنیای آهنگ و سرگرمی.:.
تفریح سرگرمی شوخی
ولگردي در دنياي مجازي
نوشته های خواندنی یک نفر
:: خفن ترین ها ::
:::... آرزو ...:::
عشق من ... My Love
آي تي نوشتهاي اگزا براي همه كس و هيچ كس
:::... یه دنیا زیبایی ...:::
๑۩۞۩๑ هیاهوی سکوت ๑۩۞۩๑
▒▓▓ اخبار هنرمندان ▓▓▒
๑♥๑ بیا تو باحاله ๑♥๑
**:. ღ★ღ آسمونی طنز ღ★ღ.:**
دنیای اسمس و داستان
دوستاشتنی ها
الهه_دختر دریا
کانون هواداران باشگاه سپيدرود رشت
شایدکمی باوفــــــــــــــــا
هرچه دل تنگم خواست
تموم ارزوهاتم تموم ارزو هامی
"پسر نفرین شده"
@ گلها @
عشق و مستی
.:: يه سايت تفريحي باحال و توپ ::.
0❤❤ عروسک های خیالی ❤❤0
*+ دخملی ازدیاره باران+*
ღدل نوشته هاღ
الکترون مثبت
:::>>> عشق فنجونی <<<:::
BEAUTIFUl BILL
مهناز افشار
زیباترین عکس های جالب و سرگرمی
سيانوباكتری سمپادی! ! i i ! !
دل نامه
๑♥๑ نیکا ๑♥๑
▒▓▓ آوای رود ▓▓▒
♥ پرنسس تنها ♥
گياه كوچك
✿girl-number1✿
به دنبال رهایی از قفس
fulloffancity
زندگی در گذر است
**هواداران رضا رويگري**
๑۩۞۩๑ دل تنها ๑۩۞۩๑
{ sajad+sajed+mehdi+mohamad+ramin}
برای تو میگویم...
دختر تنها
جاده خیس
شقایق ها از عاشق شدن می ترسند ...!
๑۩۞۩๑ رکسانا ๑۩۞۩๑
ღ♥ღخاطرات دخملای شیطونღ♥ღ
๑♥๑ زیباترین ها ๑♥๑
๑۩۞۩๑ راز من، راز تو ๑۩۞۩๑
๑♥๑ حدس بزن ๑♥๑
پاتوق دوستان ایرانی
مرجع عکسهای نایاب و جدید از تمامیه رپرا
:::... باران عشق ...:::
" بزرگترین سایت طنز و سرگرمی max690 "
مترسک
بخندتابخندم
Nafas 22
قاصدک(رزا)
lonely love
دختر دریا
♪ ♫‡†همه جوره†‡ـ♪ ♫
"""داربي"""
๑♥๑ Love90 ๑♥๑
√ عَروسـ♥ــــ دِے مـــ♥ـآه√
ستاره ی شب
دختری برای 4فصل
حـــــــــــــــــــــس تنهایی
عشق يعني...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM